۱۳۹۸ شهریور ۲۲, جمعه

آتش «دختر آبی» هم این چراغ را روشن نکرد| زنان به طور گزینشی به تماشای والیبال قهرمانی آسیا راه داده می‌شوند

در حالی که خودسوزی و مرگ دختر آبی، حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها‌ در ایران را بار دیگر به شکل گسترده مطرح کرده است، این‌بار گزارش‌ها حاکی است که احتمال دارد زنان در مسابقه والیبال قهرمانی آسیا میان تیم‌های ایران مقابل سریلانکا، که فردا برگزار می‌شود، حضوری گزینشی داشته باشند.
گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از زنانی که برای خرید بلیت مسابقه والیبال روز جمعه ۲۲ شهریور ایران و سریلانکا تلاش کرده‌اند نشان می‌دهد که تا واپسین ساعات چهارشنبه در بخش فروش بلیت سایت فدراسیون والیبال فقط جنسیت «مرد» جهت خرید بلیت وجود داشته است.
سایت ورزش سه نیز در این باره نوشت که «تا آخرین ساعات شب گذشته وقتی به سایت بلیت فروشی مراجعه می کردیم، اصلا در بخش جنسیت گزینه ای برای زنان وجود نداشت!»
اما امروز پنجشنبه ۲۱ شهریور برخی کاربران گزارش دادند که گزینه زنان به بخش فروش بلیت اضافه شده است. با این حال ایرنا گزارش داد که امکان خرید بلیت جایگاه تماشاگران زن در مسابقات والیبال قهرمانی آسیا وجود ندارد؛ زیرا در سایت اعلام می‌شود که بلیت‌های این جایگاه پر شده است.
نکته قابل تأمل این است که موضوع پر شدن ظرفیت ورزشگاه تنها مربوط به بازی فردا نبوده است و متقاضیان خرید بلیط «هنگام اقدام برای خرید بلیت تمام روزهای رقابت‌ها»، با چنین پاسخی روبرو می‌شوند.
مقامات ورزش ایران در مسابقات رسمی بین المللی بارها از حضور تماشاگران زن گزینشی در ورزشگاه‌ها وسالن‌های مسابقه استفاده کرده‌اند تا از محرومیت های احتمالی جلوگیری کنند.
حضور گزینشی زنان در بازی فوتبال تیم‌های پرسپولیس - کاشیما در دور برگشت فینال لیگ قهرمانان آسیا در حالی که «جیانی اینفانتینو» رئیس فدراسیون بین المللی فوتبال در ورزشگاه حضور داشت از جمله اقداماتی بود که حاشیه ساز شد.


سازمان عفو بین الملل به مرگ «دختر آبی» واکنش نشان داد؛ نشانه‌ای دیگر از پایمالی حقوق زنان در ایران




سازمان عفو بین‌الملل در واکنش به مرگ «سحر خدایاری» معروف به «دختر آبی» اطلاعیه‌ای منتشر کرد و نوشت: «خودسوزی سحر از پیامدهای تحقیر حقوق زنان در ایران است.»
سازمان عفو بین‌الملل روز سه‌شنبه ۱۹ شهریور، در پی مرگ «سحر خدایاری» معروف به «دختر آبی» که به دلیل حضور در ورزشگاه محکوم و مقابل یکی از واحدهای قضایی تهران خودسوزی کرد، اطلاعیه‌ای منتشر کرد و نوشت «مرگ شوکه‌کننده طرفدار فوتبالی که خود را به آتش کشاند نشانگر تاثیر تحقیر و پایمالی حقوق زنان در ایران است.»
فیلیپ لوتر، مدیر پژوهش‌ها و امور حقوقی خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل در این‌باره گفت: آنچه برای سحر خدایاری رخ داده غم‌انگیز است و توهینی را آشکار می‌سازد که مقامات ایرانی برای حقوق زنان در ایران قائلند.
به گزارش این نهاد حقوق بشری، ایران تنها کشوری در دنیا است که از ورود زنان به ورزشگاه جلوگیری و آن‌ها را مجازات می‌کند.
به گفته مدیر پژوهش‌ها و امور حقوقی خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل، خشونت نسبت به زنان باید به سرعت خاتمه پیدا کند و جامعه جهانی از جمله هیئت بین المللی فوتبال، فیفا ،کنفدراسیون فوتبال آسیا باید به سرعت اقداماتی را برای خاتمه دادن به این ممنوعیت فراهم کنند و از دسترسی زنان به کلیه ورزشگاه‌های ورزشی بدون تبعیض یا خطر تعقیب و مجازات جلوگیری کند.
سحر که حالا به نام «دختر آبی» معروف شده یکی از هزاران زنی است که بعد از انقلاب جمهوری اسلامی پشت درهای بسته آزادی مانده است و برای اعتراض به این ممنوعیت و حکم زندان دست به خودسوزی زد.
روز دوشنبه تائید شد دختری که به نام «دختر آبی» معروف شده بود، در بیمارستان سوانح سوختگی مطهری تهران درگذشته است.
این زن جوان چند ماه پیش سعی به ورود به ورزشگاه برای تماشای فوتبال می‌کند اما بازداشت می شود. هفته پیش که برای پیگیری پرونده مراجعه می‌کند به او گفته می‌شود که به شش ماه زندان محکوم شده است. وی بعد از این خبر، اقدام به خودسوزی می‌کند.
وی لیسانس مترجمی زبان انگلیسی داشت و چون طرفدار تیم استقلال بود، در شبکه‌های اجتماعی به او لقب «دختر آبی» داده بودند.
جمهوری اسلامی نزدیک به چهار دهه گذشته ورود زنان به ورزشگاه ها را برای تماشای مسابقات فوتبال مردان ممنوع کرده است. این در حالی است که فیفا در اصول خود هر گونه تبعیض جنسیتی را ممنوع کرده است.



صدور حکم دو سال و نیم زندان برای دو تن از مسیحیان غیرتثلیثی

براساس گزارش‎های رسیده از ایران دو تن از مسیحیان غیرتثلیثی به نام‎های «فاطمه (آیلار) باختری» و «زمان (صاحب) فدایی» به اتهام تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم حبس محکوم شده‌اند.
در همین ارتباط یک منبع مطلع، ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، به بخش فارسی «صدای آمریکا» گفته حکم زندان «فاطمه باختری» و «زمان فدایی» دو نوکیش مسیحی اهل رشت و از اعضای کلیسای ایران به خاطر اتهام «تبلیغ علیه نظام» در یک پرونده مشترک که پیشتر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده برای آنها صادر شده بود از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر تهران به ریاست قاضی حسن بابایی تایید و این حکم در تاریخ ۲۸ اردیبهشت به این دو شهروند مسیحی ایرانی ابلاغ شده است.
طی احکام صادره از سوی دادگاه فاطمه باختری به یک سال زندان و دو سال محرومیت از تمامی فعالیت‌های اجتماعی و عضویت در گروه‌ها و احزاب سیاسی و اجتماعی و ارتباط با مسیحیان محکوم شده و زمان فدایی نیز به یک سال و شش ماه زندان و دو سال تبعید به شهرستان مرزی نهبندان محکوم شده است.
گفته شده «قاضی پرونده در جلسه دادگاه به خانم باختری گفته است که مسلمان شود تا در ازای این کار، اتهامات او را نادیده بگیرد اما او این پیشنهاد قاضی را رد کرده است.»
زمان فدایی پیشتر نیز سابقه بازداشت و دادگاه را داشت. او تیرماه ۱۳۹۶ به همراه چهار نوکیش مسیحی غیرتثلیثی دیگر به اتهام «تشکیل کلیسای خانگی و ترویج مسیحیت صهیونیستی» محکوم شد و برای هر کدام از این افراد حکم ۱۰ سال زندان را صادر شد.
پرونده آنها مرتبط با پرونده یوسف ندرخانی بود. آنها اعضای گروهی هستند که نام خود را “کلیسای ایران” گذاشته‎اند. اعضای این گروه خود را پیروان «ویلیام برانهام» واعظ مشهور قرن بیستم در آمریکا می دانند و برای این شخص و سخنانش ارزش ویژه ای قائل هستند. خاستگاه این افراد که هیچ ارتباطی با بدنه کلیساهای رسمی ایران ندارند در شهر شمالی ایران، رشت می باشد. این گروه از مسیحیان غیرتثلیثی در شهرستانهای کرج ، شیراز و اصفهان دارای تعداد محدودی همفکر هستند که به طور مرتب از سوی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مورد فشار و بازداشت قرار می گیرند.
این گروه پیش از این اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ در هنگام اجرای مراسم آئینی، داخل یک منزل شخصی در شهر «رشت» گرد آمده بودند که پس از هجوم ماموران اطلاعاتی دستگیر شدند.


 

بازداشت یک کتابفروش اهل بوکان به اتهام فروش «کتاب مقدس»

گزارش‌ها از ایران حاکیست در روزهای گذشتە یک شهروند اهل بوکان به اتهام فروش «کتاب مقدس» (انجیل) بازداشت و زندانی شده است.
«مصطفی رحیمی» فرزند علی از سوی شعبە ١٠١ دادگاه عمومی بوکان بە تحمل ٣ ماه و یک روز حبس محکوم شدە است.
منابع نزدیک به خانواده این شهروند بازداشت او به اتهام فروش انجیل را تایید کردند.
مصطفی رحیمی که پیش از این ٢١ خرداد ٩٨ (١١ ژوئن ٢٠١٩)، توسط نیروهای ادارە اطلاعات بوکان بازداشت شده بود با حکم دادگاه به جریمه نقدی و حبس تعزیری محکوم شد اما به قید وثیقە ٢٠٠ میلیون تومانی به طور موقت آزاد شد. اما منابع مطلع می‌گویند چند روز بعد جهت اجرای حکم بازداشت فراخوانده شد و در زندان مرکزی بوکان محبوس است.بوکان از شهرهای کُردنشین استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران است. رحیمی در کوچە «بانک ملی» بوکان کتاب فروشی داشت.
جمهوری اسلامی ایران دسترسی به کتاب‌‌هایی با محتوای مسیحی را به شدت محدود کرده و چاپ و تکثیر و فروش آنها نیز ممنوع است و مجازات سنگینی دارد.
در سالجاری تاکنون ده‌ها شهروند ایرانی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ مسیحیت بازداشت و روانه زندان شدند، حکومت اقلیت‌های دینی به ویژه مسیحیان فارسی زبان را به شدت زیر فشار می‎گذارد و حقوق آنها را نقض می‌کند و در نتیجه برای آنها راهی به جز فرارو پناهندگی به دیگر کشورها باقی نمی‎گذارد.
فشارهای سازمان یافته بر مسیحیان از چهل سال گذشته به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. خشم و خشونتی که پس از انقلاب علیه مسیحیان به راه افتاد سبب شد خود ایرانی‎ها به دنبال تحقیق و مطالعه در مورد مسیحیت را آغاز کنند.
امروز کلیساهای ایرانی به طور گسترده در دنیا شناخته شده و در زمره کلیساهایی است که رشد زیادی داشته است.


تحصیل دانش آموزان «غیرمسلمان» در مدارس ایران محدود‌تر شد

دولت حسن روحانی که با شعار «تدبیر و امید» روی کار آمد و مدعی بود وضعیت حقوق اقوام و اقلیت‌‌های دینی و قومی را بهبود می‌بخشد اکنون در مسیری قدم برداشته که نتیجه ای به جز بدتر شدن وضعیت در پی نداشته است.
در آستانه بازگشایی مدارس، محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش روز چهارشنبه ۲۰ شهریور (۱۱ سپتامبر) در حاشیه جلسه هیئت وزیران درباره تحصیل دانش آموزان پیرو اقلیت‌های دینی در مدارس کشور گفت «اگر دانش‌آموزان اظهار کنند که پیروان ادیان دیگری بجز ادیان رسمی کشور هستند و این اقدام آن‌ها به نوعی تبلیغ محسوب شود، تحصیل آن‌ها در مدارس ممنوع است.»
در رسانه‌‌های داخلی ایران به جزییات بیشتر اشاره نشده است اما این اظهارات مصداق بارز نقض قانون اساسی و نقض حقوق اقلیت‌های دینی است.
آنچه وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی می‌گوید، ناقض قانون اساسی است.
اقلیت‌‌های دینی در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی در سالهای اخیر با محدودیت‌های شدیدی روبرو شدند.
اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی تفتیش عقاید را منع کرده و اصل ۱۳ ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به عنوان اقلیت‌های دینی برسمیت شناخته شده است بنابراین آنها حق دارند مثل اکثریت مسلمان شرایط نرمال و عادی داشته باشند.
همچنین در تعریف آزادی عقیده در ماده‌ی ۱۸ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر آمده است: «هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است.» در ادامه‌ی این ماده تصریح شده است که (برای هر شهروند) «این حق شامل تغییر مذهب [دین] یا عقیده و همچنین متضمن آزادیِ علنی [و آشکار] کردن عقیده و ایمان در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و پیروی از آن است. هرکس میتواند ازاین حقوق منفردن یا جمعن به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردارباشد.»
جاوید رحمان گزارشگر ویژه سازمان ملل درمورد وضعیت حقوق بشر در ایران در آخرین گزارش خود خواسته است تا جمهوری اسلامی به آزار اقلیتهای مذهبی رسمی و غیررسمی خاتمه دهد.
مهر ماه سال ۹۵ مقرر کردند مدارس اقلیت‌های دینی فقط مجاز به ثبت نام از دانش‌آموزان اقلیت‌های دینی هستند.
آبان سال ۹۶ در بخشنامه ‏ای محرمانه از مدیران مدارس در استان مازندران خواسته شده دانش آموزانی را که به جز مذهب شیعه مذهب یا اعتقادی دیگری دارند شناسایی و معرفی شود.
در سالهای اخیر به دستور وزارت آموزش و پرورش و تحت نظارت نهادهای امنیتی مدیر بسیاری از مدارس اقلیت‌های دینی به افراد مسلمان که صلاحیت آنها از سوی حکومت تایید شده سپرده شد.

 

۱۳۹۸ شهریور ۸, جمعه




THE LETTER OF GOHAR ESHGHI TO PRESIDENT TRUMP
Dear President Trump,
I, Gohar Eshghi, mother of Satar Beheshti who was murdered by Kamenei’s agents, greet you.
And by greeting you, I greet the American people.
And by greeting you, I declare that we Iranians love Americans as well as all people of the world.
I personally apologize from every single American for years of chanting of “Death to America” by Iranians.

I apologize to myself, my conscience, for years of intellectual regression that I and others like me have been inflicted with.
We were deceived by Khomeini, Khamenei, and the regime’s clerics.
Many like me have been deceived by corrupt and immoral clergy whose hands are tainted with blood and their pockets filled with a nation’s wealth and blood money. And yet, they invite us to be patient, to endure.
I, without any reservation announce that we were wrong when we sided with the regime in chanting “Death to America”, “Death to U.K.”, “Death to Israel”.
I, in the final stage of my life have evolved enough not to hate anyone, not to seek revenge or death for my son’s murderers. Many times I have said that if my son’s murderer comes to my house as a guest, I will host him and treat him as such.
Seven years ago, before my eyes, Khamenei’s agents dragged my son out of our home and took him to a briefing station. Three days later they returned his corpse to me. His only crime was that he was a blogger talking about the social issues. He had but a handful of followers.
Over the past seven years I have reached out to every conceivable resource, from Khamenei himself, head of judiciary, government officials to members of parliament, to ask not for vengeance or blood money for my son, but for an open and fair court of law to look into my son’s murder. To find the reason for my son’s murder and identify those responsible for this crime. All my efforts have fallen on deaf ears.
Dear President Trump, you may ask yourself why am I writing this letter to you rather than Khamenei, the person responsible for my son’s murder. The answer is simple. To me Khamenei is no more than a corpse. He has been dead for decades. He died when he lied to Iranians, when his hands got tainted with the blood of the children of this land. Khamenei has no ties or allegiance to Iran or Iranians. His allegiance and his devotion is to his ideology. An ideology represented by his turban. A turban drenched in blood and deceit.
I want you to know that August, 23rd is my murdered son’s birthday. After much pondering, I wondered if Americans are heartbroken and disappointed with Iranians for years of chanting “Death to America”. Chants by misguided and deceived people like myself.
By sending this letter to you, I want to tell Americans that we, the people of Iran are prisoners of Khamenei and his regime. That we bear no ill will towards you or anyone else for that matter. That we count the days for this regime’s demise. That we are friends of Americans.
This letter is written by an elderly mother who lost her sole breadwinner. A mother who has been wearing her black mourning clothes for seven years. And this mother extends her hands of friendship to you and asks you to extend her greetings, her message of friendship to all Americans. Please tell them that GoharBeheshti loves all peoples of this world and only wishes death for Khamenei’s regime and diseased ideology.
Dear President Trump, I have an idea, a suggestion, a request. An idea for friendship. I would love to dedicate my son’s life and memory to the friendship between our two nations. And to commemorate it, I ask of you to declare August, 23rd, my son’s birthday, as the day of “Friendship” between our two nations. I wish to have the serenity before I pass, in knowing that my son’s life was not taken in vain. Such beautiful title, August 23rd, SatarBeheshti’s birthday, the day of friendship between people of Iran and U.S.A.
With utmost respect,

GoharEshghi, SatarBeheshti’s mother.